تبليغاتX
جوووون جوووونی

جوووون جوووونی

به کدام گناه ..........

نه خیال فردا را خواهم؛ نه توبه ی امروز را و نه گناه دیروز  را
نه گذر لحظه؛  نه بازی های زمانه؛ هیچکدام مرا نشکست
اما باز میگویند مجرمم چرا؟؟؟
راستی مسافر
دستانم با چند دکمه ی پیراهنت عجین شد؟
پاهایم چند آرزویت را له کرد؟
چشمانم چند خوابت را آشفته کرد؟
 راستی مسافر :وقتی زیر شلاق درد بودی
چند باده به سلامتی من نوشیدی؟
چند بوسه ی گل پرپرت شد؟
راستی:وقتی سکوت بود و انتظار
چند بار به حرمت دیروز آه کشیدی؟
 راستی...
آن که دیروز مشتاق بود به گناه تو محتاج شد!
تو که دیروز محتاج بودی..
به کدامین گناهم مشتاق هم نیستی؟
شاید به گناه التهاب دیروز و احتیاج امروز...
می دانم که بر لبم فردا را خواندی...
پس شاید به گناه فردا!شاید!
 مسافر من هیچ نگفت نگاهم  کرد ونگاهش کردم / مثل همیشه
و بی اختیار این جملات بر زبانم جاری شد
 به کوچه های سرد دلتنگی 
به دیوارهای بلند عادت 
به لحظه‌ های انتظار
به قلب  نا آرام بی قرار 
به چشمان همیشه خیس
 به قلب های شکسته/ به سادگی/ به عشق/ به من لعنت
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:47  توسط ف.ذ  | 

رها

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:42  توسط ف.ذ  | 


سردی نگاهُ بشکن
فاصله سزای ما نیست
تو بمون واسه همیشه
این جدایی حق ما نیست
بودن تو آرزومه
حتی واسه یه لحظه، می میرم بی تو

خوندن من یه بهونه است، یه سرود عاشقونه است
من برات ترانه می گم، تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم، بی تو شب سحر نمی شه، می میرم بی تو

من عشقت رو به همه دنیا نمی دم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمی دم، با تو می مونم واسه همیشه

اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم، واست می میرم، جواب دنیا رو می دم، با تو می مونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک می کنم، توی تنهایی هام فقط به تو فکر می کنم، با تو می مونم واسه همیشه

نوشته شده توسط Mehrdad.007 در سه شنبه 1386/11/09 ساعت 4
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 19:35  توسط ف.ذ  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:55  توسط ف.ذ  | 

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 15:40  توسط ف.ذ  | 

ادبی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:14  توسط ف.ذ  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 18:39  توسط ف.ذ  | 

سفر ایستگاه

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه میرود

و من چقدر ساده ام

که سالهای سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام!

 

"قیصر امین پور"

روحش شاد  

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 18:29  توسط ف.ذ  | 

ماهی

ماهی شده بود باورش

تور اگه بندازن سرش میشه عروس ماهیا

شاه ماهی میشه همسرش

ماهیه باورش نبود تور اگه بندازن سرش

نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 18:23  توسط ف.ذ  | 

یا مهدی

دوباره جمعه شد یارم نیامد...

خدایا یار ما از در نیامد...

نگار بی قرینه کی می آیی

سحرخیز مدینه کی می آیی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 11:30  توسط ف.ذ  |